مرتضى راوندى

587

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

« فارن آفيس » از قهرمانان دانسته و به علاوه خودش در قرن نوزدهم زندگى مىكرده است . » حضرت اجل نگاه غضبناكى كرد و گفت : « همين بستن امور به « فارن آفيس » كار بلشويك‌هاست . اولين مرتبه است كه نژاد ايرانى جانشين اصيل كورش را بر تخت طاووسى مىبيند . به‌علاوه مگر در سدهء پيش روسيه وجود نداشت . . . برو آقا پرونده و گزارش را تكميل كن . » سرهنگ رئيس ادارهء سياسى چنان پاشنهء چكمه‌ها را به‌هم كوبيد و سلام نظامى داد كه جرمش فورا بخشيده شد . در نسخه بدل دوم جملات تند و تيزى عليه كارلايل اضافه شد و وى به عنوان شريك جرم ميرزا عليخان تلقى گرديد كه چون اتفاقا در 1881 فوت كرده است ، و از اتباع كشورهاى خارجى است بازداشت يا احضارش ميسر نيست . پرونده و گزارش تكميل شده را مختارى به قصر مرمر ، عمارت خوابگاه برد . رضا شاه در حال كشيدن ترياك گزارش را شنيد و گفت : « بلاتكليف در زندان قصر نگهش داريد تا ريق رحمت را سر بكشد ! » مختارى با همان حرارت رئيس ادارهء سياسى پاشنه‌ها را كوبيد ، عقب گرد كر و با اتوموبيل رولزرويس خود به تشكيلات كل بازگشت . » « 1 » جلال آل احمد « بچهء مردم : خوب من چه مىتوانستم بكنم ؟ شوهرم حاضر نبود مرا با بچه نگهدارد ، بچه كه مال خودش نبود ، مال شوهر قبلىام بود ، كه طلاقم داد و حاضر هم نشده بود بچه را بگيرد . اگر كس ديگرى جاى من بود چه مىكرد ؟ خوب من هم مىبايست زندگى مىكردم ، اگر اين شوهرم هم طلاقم مىداد چه مىكردم ؟ ناچار بودم بچه را يك جورى سر به نيست كنم ، يك زن چشم و گوش بسته ، مثل من ، غير از اين چيز ديگرى به فكرش نمىرسيد ، نه جايى را بلد بودم نه راه چاره‌اى مىدانستم . نه اينكه جايى را بلد بودم ، نمىدانستم مىشود بچه را به شيرخوارگاه گذاشت يا به خراب شدهء ديگرى سپرد ، ولى از كجا كه بچهء مرا قبول مىكردند ؟ از كجا مىتوانستم حتم داشته باشم كه معطلم نكنند و آبرويم را نبرند و هزار اسم روى خودم و بچه‌ام نگذارند ؟ از كجا ؟ نمىخواستم به اين صورتها تمام شود . همان روز عصر هم وقتى كار را تمام كردم و به خانه برگشتم و آنچه را كه كرده بودم براى مادرم و ديگر همسايه‌ها تعريف كردم ، نمىدانم كدام يكىشان گفتند : « خوب ، زن ، مىخواستى بچه‌ات را ببرى

--> ( 1 ) . احسان طبرى ، پنجابه ، از ص 31 تا 43 .